تبليغاتX
سه نقطه
ای کاش که پرواز کنم بعد سه نقطه
ملودی موسیقی های فیلم های فارسی با صدای ایرج، ملودی آواز های حسن شماعی زاده، ملودی آواز های حمیرا، ملودی آواز های هایده، ریتم ترانه های رپ، ....
 اینها بخشی از موسیقی برنامه جمعه ایرانی یا همان صبح جمعه سابق است که هم اکنون از رادیو سراسری در حال پخش است. برنامه ای که مشکلات روز ایران از جمله گرانی، فقر، فوتبال.. را در قالبی رتمیک مطرح کرده و تلاش می کند، لبخندی بر چهره عبوس ملت ایران در صبح روز تعطیل بنشاند.  اینکه این دسته موسیقی از نظر اسلام حرام است و آقایان علما آن را ممنوع کرده اند بحثی است جدا. آنچه در این میان قابل تامل است سیاست های جداگانه سیماو صدا است. در حالی که برنامه شاد کودکانه صبح جمعه فیتیله از سوی حجت السلام ها راستگو و استادی تقبیح شده و خواستار اصلاح و سانسور شده اند، همزمان در همان ساعت، صدا، در حال پخش برنامه ای برای بزرگسالان است که تصور می شود از حریم اسلام پا فراتر نهاده و گویا تهیه کننده ای دارد که شاید سودای "براندازی نرم" در سر می پروراند. با توجه به شناختی که  از این.. ها  دارم، دو احتمال محتمل است:
1- این دست برنامه ها سوپاپی است بر زودپزی در حال انفجار  
2- آقایان علما، صبح جمعه ترجیحا استراحت می کنند ویا فتیله می بینند و یا ترجیح می دهند از شبکه های تلویزیونی آن ور آب لذت ببرند و یا در حال آماده شدن برای شرکت در فریضه نماز جمعه هستند.





+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 10:23  توسط ... | 
بوی کاغذ مهربان با به بهانه دهمین سالمرگ صادق چوبک، مرا یاد هدیه ارزشمندش انداخت. هرچند کشف فراز، در نوشته ای بی فرود، صعب و ناممکن است، ولی کوشیدم از آن هدیه با شکوه، بخشی دل انگیز و به یاد ماندنی، انتخاب کنم.

محمد به صورت شهرو نگاه کرد. چهره اش را کوچک و مکیده یافت. سرمه های چشمش پاک شده بود و چهره اش را  گندم گون تر کرده بود. مژگان بلندش با لعاب اشک به هم چسبیده بودند. لب های گوشتالود درشتش رو هم داغمه بسته بود.
محمد رو آرنجش تکیه زد و نیم خیز شد و صورت او را ماچ کرد. شوره اشک تو دهنش رفت و لهیدگی دردناکی تو خودش حس کرد. آن وقت تو گوش زنش پچ پچ کرد:
- دل و جیگر داشته باش. تو شاه زنی. عزیز دل منی، هنوز که هیچ چیز معلوم نیس. شاید برگردم. کسی چه می دونه چه می شه؟ اون وخت با تو و بچه هام می ریم. من که تا زنده ام شما ها رو تنها نمی ذارم.گلوی گریه زده خلط گرفته شهرو باز و بسته شد:
- اگه تو نباشی، دیگه زندگی چه به درد من می خوره؟ من بچه بی بوا رو چه جوری بزرگ کنم؟ دیگه زندگی منم تموم شد. خیلی امید ها داشتم. افسوس. امید دراز وعمر کوتاه.
محمد گفت:
شهرو جونم، ما تنگسیرا مردم بدبختی هسّیم. همش ظلم، همش حرف زور. بالاخره نباید کسی پیدا بشه و ریشه این ظلم رو بکنه؟ تو نباید فکر کنی که بچه هات بی بوا می شن. اگه من نباشم، تموم تنگسیرا برای بچه هات بوا هسن.ببین، من با بوات حرف زدم. او خودش سایه بالای سرتونه. من مث حسین بن علی برای گرفتن حقم می رم. خونم که از خون او رنگین تر نیس.
شهرو گفت:
- بوا شوور نمی شه. تو همه کس من بودی. هم بوام بودی، هم  شوورم بودی و هم برادرم بودی. من دیگه به غیر از تو، تو این دنیا هیچکه را ندارم. اگه تو نباشی منم می میرم.
محمد گرفتش تو بغل و سُرش داد تو رختخواب خودش. تن لمس شهرو تو رختخواب شوهرش لغزید. محمد آرنجش را گذاشته بود روی بالش و به طرف او یله شده بود و تو صورتش نگاه می کرد...

                                                                                             تنگسیر، صادق چوبک
                                                                                              انتشارات نگاه، ص 68



+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:35  توسط ... | 
شنبه شب، تالار بزرگ وزارت کشور، ساعت 20 
 خیره خیره به مردمی نگاه می کردم که برای شنیدن چند ساعت موسیقی سنتی ایرانی، به عشق صدای استاد شجریان، در حال ورود به سالن اصلی بودند. چهره بعضی از آنها برایم غریبه بود، رفتارشان غریب تر!

 مردی را دیدم که  سبیلی چنگیزی داشت، 4 دکمه اول پیراهنش را باز کرده بود و بخش عظیمی از پشم و پیلی اش پیدا بود!
دختر هایی بودند که به تحریر می گفتند: چهچه!. دخترانی که اگر در مترو گوشه کیف ات به بدنشان بخورد، برمی گردند، زل می زنند توی چشمهایت و می گویند: "خانم هل نده!"، همان هایی که تمام حواسشان به بینی عمل کرده نوازنده سه تار بود و ازدواج مجدد شجریان، همان هایی که به همایون شجریان می گفتند "همایون"  و ادامه می دادند:"عشق منه، دیدی چه لبایی داره، وای! من فداش بشم...  ".
....
...
..
.

عدم سنخیت همیشه نگاه را به سمت خویش می کشد.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:13  توسط ... | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ای کاش که پرواز کنم بعد سه نقطه
یا عاشقی آغاز کنم بعد سه نقطه
یا اصلا اگر چشم من افتاد به چشمت
با چشم تو هی ناز کنم بعد سه نقطه

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM