![]() |
![]() |
|
| ای کاش که پرواز کنم بعد سه نقطه |
|
می گفت
هرچند که زنم و ترد و شیشه ای و معشوق گی باب دل این دل دلرباست اما دلم می خواهد این روزها همچون سیبیلو های مو فرفری کلاه پهلوی سیاهم را از سرم بردارم و تا کمر خم شوم و ته از دل بگویم: چاکرتیم.. مخلصتیم.. کوچیکتیم... غولومتیم..... ... .. . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:7 توسط ... |
|
|
.... گفت یاد کلیم افتادم. جواب داد: کلیم؟! گفت: کلیم کاشانی. جواب داد: چرا؟ چه می گوید کلیم؟ گفت: حکایت توست. جواب داد: حکایت من! چه می گوید کلیم؟ گفت: بد نامى حيات دو روزى نبود بيش/ آن هم کلیم با تو بگويم چسان گذشت /يك روز صرف بستن دل شد به اين و آن / روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت! ... لبخندی و تشکری و مواظب خودت باش و سلام برسون و .... کندن دل از این و آن! .... در یک روز ! بعد از بستن دل به این و آن!..... آن هم در یک روز! می دونی عشق چیه؟! چیزی از خاصیتش شنیدی؟!چیزی از دل کندن یک عاشق شنیدی؟!مثل پوست کندن زنده گوسفند ..... یا زنده زنده سوختن! گفت... و خندید.... و رفت! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 15:33 توسط ... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
ای کاش که پرواز کنم بعد سه نقطه
یا عاشقی آغاز کنم بعد سه نقطه یا اصلا اگر چشم من افتاد به چشمت با چشم تو هی ناز کنم بعد سه نقطه |
|
RSS
|